دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

167

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

يك نفر ابدال ، يك نفر دده ، يك نفر خادم و يك نفر خليفة الخلفا بود . در طرف ديگر ديوانيان و علماى ايرانى قرار داشتند كه تعدادى از آنها در زمان پيشينيان صفويان به مناصب دنيوى و روحانى بركشيده شده بودند . بهرحال ، كار تلفيق و تركيب يك نظام تشكيلاتى سنتى اسلامى تاريخ ميانه از نوع ايرانى با نوع سازمان تئوكراتيك ، كارى بس دشوار و خطير بود . اين واقعيت كه نخبگان جنگاور قزلباش از قوم ترك‌نژاد و اعضاى قبايل تركمان شرق آناتولى و سوريه نظير روملو ، ذو القدر ، تكلّو ، استاجلو و شاملو بودند ، مشكل را دوچندان مىكرد . سوءظن و خصومت دوطرفه بين عناصر ترك و ايرانى دولت ، تشكيلات صفوى را ناگزير به دو قطب نژادى و قومى تقسيم كرده بود . اسماعيل براى تركيب و تلفيق اين دو عنصر مجزا چه اقداماتى انجام داد ؟ او در مرحله نخست منصب جديد وكيل نفس نفيس همايون را بوجود آورد . صاحب اين منصب نائب‌مناب شاه برشمرده مىشد و نمايندهء او در مقام مرشد كامل صفويه و قدرت عرفىاش به‌عنوان پادشاه بود . قدرت وزير كه بطور سنتى وزير اعظم و رئيس ديوان بود ، موقتا تحت‌الشعاع قدرت اين منصب جديد قرار گرفت . ايجاد اين منصب حاكى از اين امر بود كه اسماعيل مىخواست فاصله و شكاف بين شكل تئوكراتيك حكومت و شكل ديوانى آن‌را پر كند . طبيعى بود كه نخستين مسئول اين منصب فردى از اهل اختصاص ( مذكور در بالا ) فرمانده تركمان حسين بيك لله شاملو باشد . اسماعيل در مرحله دوم منصب صدر را بوجود آورد تا بين نهاد سياسى كه در اوايل صفوى داراى ماهيت شديد نظامى و تحت تسلط اشرافيت تركمان بود و نهاد مذهبى كه تحت نفوذ علماى ايرانى قرار داشت ، پل و پيوندى ايجاد كند . منصب صدر از نظام تشكيلاتى تيموريان و سلسله‌هاى تركمان به دو رسيده بود ، امّا حوزه و هدف اين منصب در زمان صفويان كاملا متفاوت بود . مهمترين وظيفه صدر دوره صفوى كه ضمنا ايرانى هم بود ، تنفيذ هماهنگى مذهبى در سرتاسر دولت صفوى و در درجه دوم محو بدعت از جامعه بود . اين هدف بيشتر در اواخر سلطنت اسماعيل در سال 930 / 1524 به كام آمد . اسماعيل با استقرار صدارت كه تابع نهاد سياسى بود ، مىخواست از جدائى قدرتهاى عرفى و مذهبى كه درواقع در زمان جانشينان وى رخ داد جلوگيرى كند . ماهيت نظامى مسلط اوايل دولت صفوى از اينجا پيداست كه صدرها معمولا رده نظامى داشتند و گاهى هم فرماندهى نظامى نصيب آنها مىشد . مثلا در جنگ غم‌انگيز چالدران در سال 920 / 1514 كل كانون صفويان تحت فرماندهى صدور و ساير اعضاى طبقات مذهبى قرار داشت . مناصب عمده ديگر دولت در اوايل دوره صفوى از آن امير الامرا ، قورچىباشى و وزير بود .